ساحت

انتخابات(1): تقلب و تخلف

Posted in يادداشت by محمد on جولای 9, 2009

تو این مجموعه پست میخوام نظر خودم رو در مورد انتخابات و نتیجه ای که باید از اون بگیریم بنویسم. این نظر یه جامعه شناس یا یه محقق علوم اجتماعی نیست. نظر یه شهروند عادیه و نتیجه گیریهایی که از مشاهده محیط اطرافش میکنه.

1- وقتی عده ای از هموطنان انسان به خاطر این عقیده که در انتخابات تقلب شده به خیایبانها ریختند و مورد بی احترامی و مهرورزی (!) قرار گرفتند، خیلی سخته بشه از این عقیده که “در انتخابات تقلب معنی داری انجام نشده” دفاع کرد. البته و صد البته رفتارهای وحشیانه “گاردی ها” با مردم، خشم و انزجار هر کسی رو بر می انگیزه. البته و صد البته یک جانبه گراییها در زمان رسیدگی به شکایات، حماقتهای تلویزیون دولتی، نامردمیها در خطبه های نماز جمعه های این چند هفته و وجود انسان کوتاه قدی به نام احمدینژاد در منصب ریاست جمهوری، داد انسان رو در میاره. اما همه اینها دلیل نمیشه که از قبول یک واقعیت تلخ طفره بریم: “در انتخابات تقلب معنی داری انجام نشده”.

2- بیانیه ای خوندم از ستاد صیانت از آرای میرحسین (یا همچو اسمی) در باره تقلبهایی که در انتخابات انجام شده. شاید اون بیانیه برای من محکمترین دلیل بود که چرا در انتخات تقلب نشده. در واقع حتی تمام موارد تقلب ذکر شده در اون نوشته هم نمیتونه نتیجه آرا رو به طرز محسوسی جابجا کنه. و البته اگر موارد مستدل بیشتری برای ذکر وجود داشت قطعا تشکیلات آقای موسوی به طور مکتوب به اونها اشاره می کرد.

3- بیایید تفکیک قائل شیم بین شایعات بی اساسی که به خصوص در موارد بحرانی پخش میشه و اخبار واقعی. “چند ملیون برگ رای سفید در بعد از انتخابات بلاتکلیف بوده” (در حقیقت با برگه های رای مثل اسکناس رفتار میشه و سیستم اداری سختی بر گردش اونها نظارت میکنه). “سیستم کامپیوتری تجمیع، آرا رو چند برابر میکنه” (دوستی که این شایعه رو پخش کرده سواد کامئوتری ملت رو در حد حلقه تکرار ویژوال بیسیک فرض کرده). متن اعتراضات آقایان به شورای نگهبان حقیقتا قابل تامل هست: عملا بدون موارد مستدل (به جز آقای رضایی).

4- مجددا بیایید تفکیک قائل شیم: این بار بین تقلب و تخلف. رفتار دولت آقای احمدینژاد در ماههای پیش از انتخابات عملا به معنی رشوه به مردم ایران بود. سخنرانیهای سران حکومتی در کردستان چیزی جز تبلیغات انتخاباتی نبود. سفرهای استانی ترجمه عوامفریبی بود. اینها همه حقایقی هستند که معنی تخلف دارند و نه تقلب. تخلف یعنی اقداماتی غیر قانونی که منجر به معطوف شدن نتیجه انتخابات به نفع یک نامزد خاص می شوند. متاسفانه در کشور ما به خاطر عدم وجود ساز و کارهای مناسب قانونی، امکان بررسی این تخلفات وجود ندارد. به خصوص که عالیترین مقام کشور که اتفاقا به نهادی هم پاسخگو نیست در بخشی از این تخلفات “متهم” است.

5- بیایید با هم صادق باشیم دوستان. طیف اصلاحطلب مدت زیادیست که به صورت مکرر در انتخابات شکست میخوره. و البته بسیاری از اصلاحطلبان در دوره های پیش، عملا شکست رو پذیرفته بودند. باید دید این مساله چرا اتفاق میافته و چگونه میشه این شکستها رو به پیروزی تبدیل کرد؟

آقا فیله

Posted in يادداشت by محمد on جولای 6, 2009

امروز داشتم برنامه نویسی واسه موبایل رو تست میکردم که با این پیغام خطا مواجه شدم:
This operation returned because the timeout period expired.
اما وقتی این پیغام رو تو اینترنت سرچ کردم دیدم فیلتر شده.
زرشک!

انا ربکم الاعلی

Posted in يادداشت by محمد on جولای 1, 2009

تیتر روزنامه ایران، دوسال دیگر همین موقع

توضیح واضحات: “انا ربکم الاعلی” را فرعون گفت، وقتی که خود را خدای مصریان خواند

فحش دادن بد است، حتی به احمدینژاد

Posted in يادداشت by محمد on ژوئن 3, 2009

این موضوع اونقدر مهمه که علاوه بر اینکه توییتش میکنم اینجا هم مینویسمش

تردید بین کروبی و موسوی

Posted in يادداشت by محمد on ژوئن 1, 2009

چند مساله بوده و هست که من برای رای دادن بین آقای کروبی و موسوی مردد میکنه. مهمترین اینها یکی مساله فعالیتها و پیشینه آقای موسویه. خیلی از انتقادها در رابطه با آقای موسوی در رابطه با فعالیتهای ایشون در خصوص مسائل فرهنگی در دوره جنگه. خوب به خصوص آقای کروبی در این رابطه مواضع خیلی شفافتری دارند. به خصوص از وعده های ایشون در رابطه با واگذاری بحثهای نظارت بر کتب و فیلمها به عهده شوراهای صنفی خیلی خوشحال شدم. در مقابل آقای موسوی گرچه شعارهای آزادی مدارانه می دهند و اگرچه در تیم ایشان نفرات فرهنگی بزرگی فعالیت میکنند اما به غیر از کلی گویی چیز دیگری از ایشان نشنیده ام.
در مقابل برنامه های اقتصادیست که در این حوزه به نظرم آقای کروبی طرحهای ناپخته ای ارائه داده اند. به نظر میرسد ارائه برنامه های انبساطی، حذف مالیات از اصناف خرد (که طرحهای آتی اقای احمدینژاد در این رابطه -اگر چه در اجرایی شدن آن تردیدهای جدی وجود داشت- از معدود طرحهای قابل تامل او بود) و امثال اینها موجب تداوم مشکلات اقتصادی موجود می گردد. (+) در مقابل طرحهای اقتصادی آقای موسوی (یا لا اقل مشاورین اقتصادی ایشان) مبتنی بر ایجاد فضای باز اقتصادی توام با تقویت نهادهای شناخته شده اقتصادیست.
تکیه آقای کروبی روی روشنفکران و اقلیتهاست در صورتیکه آقای موسوی به توده ها توجه بیشتری دارند.
تکیه آقای کروبی بر روی کدخدامنشی و تغییرات سریع است در صورتیکه آقای موسوی بدون دادن وعده های زیاد به تغییرات بلند مدت چشم دوخته است.
بدون اینکه ادعای روشنفکری بکنم، شاید اگر اعتقاد کمتری به حقوق بشر و آزادی انسانی داشتم تصمیم گیری برایم ساده تر بود.

پ.ن.: یکی از مباحث زیبایی که کارل پوپر طرح میکنه، اثر شناخت شناسی هر فرد بر روی دیدگاه سیاسی اونه. ایشون معتقده (اگر چه هر دو نظریه رو رد میکنه) دیدگاهی که به سهولت/امکان شناخت بشری از خارج معتقده، در طول تاریخ دیرتر منجر به سلب آزادی جوامع شده تا دیدگاهی که به بدبینی در رابطه با حصول شناخت (و در نتیجه قیمومیت نهادهای خارجی بر شخص) اعتقاد داره. این رو گفتم که بگم از دیدگاه قیمومیتی آقای کروبی (همون کد خدامنشی که ایشون اتفاقا بهش تاکید داره) استقبال نمیکنم چون در دراز مدت این دیدگاه برای جامعه ما مثل زهر خواهد بود.

پرتقال والنسیاه

Posted in يادداشت by محمد on ژوئن 1, 2009

DSC00523

میگن رضا شاه با طرح اسکان عشایرش صنعت دامپروری کشور رو به فنا داد.

محمد رضا شاه با طرح اصلاح اراضی صنعت کشاورزی رو داغون کرد.

حالا هم خوشمون باشه که تو دولت کریمه پرتقال والنسیاه میخوریم و باغدارمون رو به خاک سیاه میشونیم.

خرافات

Posted in يادداشت by محمد on می 30, 2009

چند روز پیش یکی از بچه ها در باره ردیابی آبهای زیر زمینی کنفرانس داشت و البته خاطرات قشنگی تو این کنفرانس نقل شد. یکی از روشهای ردیابی آبهای زیرزمینی استفاده از مواد رنگی هست که وقتی توی سفره آب پخش میشن اونقده غلظتشون کم میشه که فقط با دستگاههای دقیق طیفسنجی قابل اندازه گیری خواهند بود. یکی از نکات مهم در باره این مواد روش تزریق اونها تو سفرست که اگه در جایی تزریق بشه که نفوذناپذیره همونجا میمونه و اگه تو جایی تزیریق بشه که زمین پر از خلل و فرجه بدون پخش شدن این مواد از چشمه ها خارج میشن.
به هر حال همکار ما میگفت که یه جایی تو خراسان داشتن از یکی از این مواد رنگی (رودامین بی، ارغوانی رو به قرمز در غلظتهای بالا) برای ردیابی استفاده میکردن. اتفاقا جایی که این مواد رو تزریق کردن به شدت کارستی (پر از خلل و فرج) بوده و اتفاقا بیشتر از چند روز هم با عاشورا فاصله نبوده. همکار ما میگفت ما تهران بودیم یهو دیدیم شب از صدا و سیما اعلام کردن که از یه چشمه تو خراسان خون جوشیده. بلافاصله با تیم تزریق تماس میگیره که ای فلان فلان شده ها این مواد رو کجا تزریق کردین….

فيلترينگ و باقي قضايا

Posted in يادداشت by محمد on می 29, 2009

خيلي طول كشيد تا فهميدم از اين فيلتر مسخره كه روي ورودي وردپرس اعمال كردند چجوري بايد گذشت. مطلب زياد دارم كه تو اين مدت نشده بگم. زنده ام و خواهم نوشت.

تبار شناسی اخلاق (2)

Posted in يادداشت by majid on مارس 11, 2009

نيچه کتاب رو با نقد شديد مکتب روانشناسی انگليسی در مورد خواستگاه نيکی شروع ميکنه و اين نظريه رو به اين صورت
خلاصه ميکنه:
“نيک هر ان چيزی است که سودمندی خود را هميشه ثابت کرده باشدو از اين راه توانسته باشد خود را در بالاترين درجه
ارزش يعنی ارزشمند در ذات خويش جای دهد”
از نظر نيچه اين نظريه منطقی و منطبق بر اصول روانشناسی است. ولی در يک نقطه اساسی اون رو زير سوال ميبره.
سودمند چيست و برای کی؟
به نظر من سوال نيچه کاملا به جا وارد شده به نظريه ای که پايه اصول اخلاقی جامعه مدرن ميباشد. شايد به خاطر بی پاسخ
بودن اين سوال باشه که در اروپای دموکرات مفهوم سود به مفهوم بی آزار برای جامعه و بدن و شايد حتی پست تر از اين دگرگون
شده باشه. و در جامعه ديکتاتور منش و ناهنجار ايران به مفهوم ارزشهای حکومتی گرويده باشه.
نيچه به صورت باريکی به اين نکته اشاره ميکنه که قبل از بررسی خاستگاه روانی نيکی بايد ريشه لغت نيک رو پيدا کرد.
نيچه نشان ميده که در اکثر زبانها کلمه نيک و مشتغات آن پسوندی برای نشان دادن نژاد برتر و والا بوده. حالا گاهی
کاهنان يهودی از اين کلمه برای ايجاد فاصله بين خود و بقيه (که خودبخود مردم عوام نام ميگيرن ) استفاده ميکردن و
گاهی فرماندهان و ثروتمندان رومی. بنابرين به صورت تاريخی نيک مترادف نژاد برتر و نيکی مترادف ا عمال اين نژاد
برتر هست.
در ادامه به نقد اين نظريه از ديدگاه نيچه ميپردازم

تبار شناسی اخلاق

Posted in يادداشت by majid on مارس 9, 2009

امروز بالاخره بعد از 3 سال دوباره کتاب “تبار شناسی اخلاق” اثر نيچه رو شروع کردم. 3 سال پيش به صورت کاملا
ناموفق اين کتاب رو به صورت نصفه نيمه رها کردم چون احساس کردم هنوز برای من خوندنش خيلی زوده.
ولی خوب اين کتاب به چند دليل برای من خيلی مهم بود
1- نيچه جزو معدود بزرگ فيلسوفانی قرن 19 هست که تا اخرين لحظه عمر سيستم تفکرش به سمت مسيحيت گرايش پيدا نکرد.
شايد نقطه متقابل نيچه در اين مورد کانت باشه.
2- شايد بشه گفت اين کتاب تمام افکار و نظريات نيچه رو به صورت قابل فهمتری منظم کرده. و شايد تنها کتابی باشه که
روانشناسی تاريخی بشر رو از زمان روم باستان تا شروع دموکراسی رو در بر ميگيره.
3- نيچه در اين کتاب تنها اخلاق و ارزشهای مسيحيت رو بازنگری نميکنه بلکه اينکار رو در مورد دموکراسی نوپای زمان
خودش هم انجام ميده.
البته خوندن نيچه هميشه سخته نه فقط به خاطر سبک پيچيدش بلکه به اين خاطر که نيچه اونقدر قوی و تند همه داشتهای ارزشی
انسان رو زير سوال ميبره که خيلی وقتا به ادم بر ميخوره و خود به خود در برابرش موضع ميگيره.
شايد برای اينکه نيچه در اين کتاب چی ميخواد بگه چيزی بهتر از يه پاراگراف از مقدمه اين کتاب نباشه:
“ما خود برای خود نآشناخته ايم. ما هرگز پی خود نگشته ايم پس چگونه روزی خود را بيابيم؟
خوشا که چه به هنگام آموختم که پيش داوری ايزدمدار را از پيشداوری اخلاقی جدا کنم و در جهانی ديگر در پی خاستگاه شر
نگردم.آدمی در چه اوضاعی اين حکم های ارزشی خير و شر را بنياد کرده هست؟ و اين ارزشها را چه ارزشی است؟ ”