ساحت

اگر نان نباشد

Posted in نوشته هاي شهروندي by محمد on اوت 9, 2008

اون زمان که هنوز همتی بود برای کوه رفتن و مانعی نبود برای طبیعت گردی، یه دوره کلاس صخره نوردی هم شرکت کردم. بسیار لذت بخشه منطق این ورزش و سر و کله زدن با طبیعت و استفاده از ابزارهای مختلف برای صعود. بعد از اون هم یه دوره نسبتا فنی تر شرکت کردم برای سنگنوردی داخل سالن. گذشته از این که شرایط فیزیکیم خیلی مناسب نبود برای اون ورزش، چیزهای زیادی ازش یاد گرفتم. از اون جمله وقتی که میخواستیم صعود رو شروع کنیم، مربی میگفت که حتما یه دونه چوب کبریت یا یه سنگریزه لا دندونامون بزاریم و صعود کنیم. علتش رو هم این میگفت که وقتی آدم شروع به بالارفتن میکنه اونقده حواسش رو شرایط دیواره و صعودش متمرکزه که نفس کشیدن یادش میره و نظم تنفسش به هم میخوره. به خاطر همین هم عضلاتش شل میشه و اساسا صعودش منتفی.

یه نموداری بچه های علوم انسانی دارن به اسم هرم مزلو. کل حرف این هرم اینه که نیازهای انسان طبقه بندی داره و طبقه های این نیازها به هم وابستن. اگه برآورده شدن یه طبقه از این نیازها مختل بشه، انسان نمیتونه به نیازهای دسته بالاتر حتی فکر کنه. درست مثل همون نفس کشیدن موقع سنگنوردی که اگه نباشه کل صعود منتفیه.

کاری که تحریم با ما میکنه اما از همین جنسه. تحریم شروع میکنه به اختلال در تامین نیازهای پایه مردم. اگه تو کشوری زندگی کنیم که دائم توش برق قطعه، بدست آوردن نان و آب به زحمت میسره و ناآرامیهای اجتماعی دخل امنیت رو آورده، تو اون روز دیگه شاید به فکر ایران بزرگ آباد نباشیم. اون روز فقط تلاش خواهیم کرد که گلیم خودمون رو از آب بیرون بکشیم و کلاه خودمون رو از معرکه در ببریم. این بلاییه که سر عراقیا زمان صدام اومد و موجب شد مقاومت جدی ای مقابل آمریکاییا انجام نشه. بلاییه که سر فلسطینیا اومده و قاطبه اونها رو آدمای بیتفاوتی کرده و احتمال هم داره که سر ما بیاد.

Advertisements

4 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. مخاطب said, on اوت 10, 2008 at 11:04 ق.ظ.

    حرفت رو از لحاظ معادلات منطقی کاملا قبول دارم و این رو هم تاکید میکنم که باید بر همین منطقها جلو رفت. اما تا کی؟ تا زمانیکه (برای ما مسلمونها) بحث مراقبت از دین و حریم اسلام رخ نده.
    یک زمانی نیاز هست که مثل امام حسن ع صلح کرد (که البته صلح امام حسن ع دادن تمام امتیازات نبود و بسیاری امتیازات رو دریافت کرد که «اگر» مطالعه نکردید حتما برید و بخونید که بسیار مفید هست و جالب) و گاهی مثل امام حسین ع با کمترین نفرات (که همون خروج از منطق معادلات میشه) جنگیدن.
    شرایط ما هم دست کمی نداره. موقعیت ما در دنیا صرفا یه کشور عادی نیست، شده مرجعیت شیعه (خوشبختانه یا متاسفانه – به دید من خوشبختانه) که طبق قاعده دنیا اون چندتا کشور بزرگ نتونستن با همون روش قبل برسن (یا شاید ادامه بدن) به قدرت خودشون، با بستن نون و غذا و … شعب ابیطالب دارن میسازن.
    ما هم بسته به نوع دیدگاهمون نگاه میکنیم. من میگم باید مقاومت کنم یکی دیگه میگه «فقط» من مهم هستم و سیر شدن و شکم خودم و خانواده م و … و دین صاحب داره، خودش نجاتش بده
    گاهی میشه مثل حضرت فاطمه س که باید بره در بزنه که مگه با علی عهئ نبستید و انها بگن شرمنده دختر پیامبر، من هیچ، زن و بجه م رو چه کنم.

    قصد زیرآب زدن منطق شما رو ندارم، اما رد میکنم صرفا بخاطر موقعیت دینی، دستورات اسلام و تجربیاتی که از دین و امام و معصوم بهمون رسیده

    تجربه نیاز به امتحان نداره (مثل مثال شما) گاهی تجربه دیگران رو استفاده کردن خوبه (بازم مثل مثالتون 🙂 )

  2. محمد said, on اوت 10, 2008 at 11:56 ق.ظ.

    بحث بنده بحث درست و غلط نبود. بحث واقعیت بود. بحث اینه که این اتفاق چه دلمون بخواد چه نخواد میوفته. همین.

  3. سید محمد حسین said, on اوت 11, 2008 at 1:02 ب.ظ.

    روی حرف با جناب مخاطب این بالا:
    من نمی فهمم توی این مملکت چرا همه عادت کردن به اینکه اشتباهات فاحش عقلی و رفتاری شون رو بندازن تقصیر اینکه ما موقعیتمون خاصه و فلانیم و بهمانیم. نمی دونم چرا خیلی وقتا از خدا حساس تر می شیم و از پیامبر مسلمون تر؟ برادر من خدا بهت عقل داده که ازش استفاده کنی. دینتم با همین عقلت باید قبول کنی و گر نه اون دنیا پذیرفته نیست.

  4. رحمان said, on اوت 12, 2008 at 12:54 ب.ظ.

    خواه ناحواه وضعیت حال حاضر ما به این منوال درآمده است. این وضعیت هم دنیای مردم را نشانه گرفته است و هم عقبای آنان را. و این قسمت خطرناک ماجراست.
    سوء تدبیر و بی کفایتی خاص دولت فعلی نیست و در دولتهای گذشته نیز کمابیش موجود بوده است. ولی با کیفیت و کمیّت متفاوت از هم.
    در اینکه شرایط کشور ما شرایط خاصی است شکی نیست ولی اگر دقت کرده باشید در این حدود سه دهه ای که از خداوند متعال عمر گرفته ام به خاطر ندارم که کشور در شرایط غیر خاص! قرار داشته باشد.
    بنا بر این، این تدبیر و درایت مسئولان و تصمیم گیرندگان مملکت را می طلبد که مدلهای مدیریتی خود را بر اساس شرایط خاص تنظیم کنند و اولویت بندی های خود را به نحوی مقرر نمایند که کشور با کمتریم مشکلات مواجه شود.

    با اینکه به تعمدی بودن این نوع مدیریت به جهت مشغول نگه داشتن مردم به رفع نیازهای اولیه اطمینان ندارم، ولی با وضعیت موجود، از دید خوشبینانه می توان اینطور برداشت کرد که نوع مدیریت مسئولین نظام با وجود خیر خواهی و دلسوزی آنان به نوعی است که پیامد آن، تلاش بی وقفه مردم تنها برای برطرف نمودن نیازهای ابتدایی است.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: