ساحت

شروع

Posted in يادداشت by majid on اوت 21, 2008

وقتی 2 تا آدمی که غير از يه عالمه خاطره و کلی محبت اشتراک خاص ديگه ای نداران، قرار ميزارن

با هم بنويسن، خيلی سخت ميشه نتيجه رو پيشبينی کرد. شايد واسه خودش يه تمرين تفاهم و درک

متقابل باشه (خيلی از اسم دموکراسی خوشم نمياد).

خوب منم محمدم ، 

چند ساليی (حدود 5 سال) که دکتر فرانسه زندگی ميکنم. هميشه هم دوست داشتم که وبلاگم

يه دفترچه خاطرات باشه به قول محمد هر آنچه از ذهن ميگزرد.

اولين حظور کلمه تو ذهن بدون ويرايش، همونقدر بی پيرايش که تو تمام سالهای دوستيمون بوديم

 

 

 

Advertisements

3 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. منیژه said, on اوت 21, 2008 at 8:02 ب.ظ.

    انشاء الله تمرینی باشد برای نگارش بهتر
    1- میذارن
    2- میگذرد
    3- حضور

  2. soberbonny said, on اوت 23, 2008 at 12:34 ق.ظ.

    سلام
    مرسی بابت ديدگاهت سعيمو ميکنم چشم ولی خوب برای خالی نبودن عريضه توجيحمو تو پست
    جديد گذاشتم ؛))

  3. husso said, on اوت 23, 2008 at 6:30 ق.ظ.

    گل بود و به سبزه نیز آراسته شد.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: