ساحت

احساس روشنفکری

Posted in نوشته هاي شهروندي by محمد on سپتامبر 15, 2008

میگفت که احمدینژاد -در حین سبک وزن بودنش برای جایگاه فعلیش- سه تا وظیفه مهم داره که بهش واگذار شده. یکی حذف سوبسید. دوم رابطه با امریکا. سوم به نتیجه رسوندن قضیه هسته ای. میگفت که یه همچین حرکتهایی (و البته هزینه های مربوطه) باعث اعتراضهای زیادی میشه. همونطور که تو همه جای دنیا این قضیه باعث شده و جریان میدان تیان آن من و تجزیه شوروی و … رو مثال میزد. میگفت واسه همین هم احمدینژاد اومده. اومده که یه نفر خودی این کارا رو انجام بده. نفری که سپاه رو کنارش داره و به سپاهیا پست داده. مث مدرسه ها که به بچه شلوغها پست میدن.

از مدلش همون لحظه خیلی خوشم اومد. اما بعد که فکر کردم دیدم با بقیه اتفاقایی که داره میفته سازگار نیست. مگه میشه تو این همه بی نظمی و در هم ریختگی و بی برنامگی آدم بتونه به همچین برنامه ریزی رو قبول کنه؟ مدلی که این بنده خدا ارائه داد از یه سیستم ماکیاولی عاقل بر میاد.

عاقل؟
آقل؟
عاغل؟
آغل!

Advertisements

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. رحمان said, on سپتامبر 15, 2008 at 8:51 ق.ظ.

    بازگشت غرور آفرین تو را به ساحت وبلاگ نویسی تبریک عرض می نمایم.
    امان از این می گفت، می گفت ها!!!

  2. آرمین said, on سپتامبر 15, 2008 at 3:50 ب.ظ.

    عاقل کسیه که میفهمه. توی آغل هم کسی ادعای دانایی نداره.(همین که میفهمن که نمیفهمن خودش نهایت عقله)، اما امان از عاقلایی که خودشون نمیدونن روی اهل آغلو سفید کردن.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: