ساحت

قانون

Posted in نوشته هاي شهروندي by majid on سپتامبر 15, 2008

با سلام، موضوع بحث امشب رو روی قانون متمرکز ميکنيم. چون به هر حال قانون و سبک قانون گذاری يکی از مشخصه های اصلی در تميز دادن نظامهای مختلف حکومتی ميباشد. بحث رو با آقای «ايشون» شروع ميکنيم.

ايشون: در يک نظام اسلامی اصل بر اينه که قوانين مورد نياز در بطن قران و سيرت نهان هستند و تنها احتياج به استخراج دارند.

من: ولی مبحث تطبيق با شرايط مدرن امروز کجا قرار ميگيره؟

ايشون: در اينجا مبحث مرجعيت پيش کشيده ميشه که وظيفه مدرن کردن و تطبيق دادن قوانين با شرايط روز رو دارند.

من: ولی فکر نميکنيد در مورد قوانينی مثل حکم سنگسار يا قطع دست، مرجعيت هنوز به فکر مدرنيزاسيون نيافتاده؟

ايشون: به هر حال يک سری احکام هستند که در متن مستقيم قران يا سنت اومدند و منطقا يک مرجع حق دخول در اين قوانين رو ندارن.

من: خيلی دوست دارم نظر آقای «تو» رو در اين زمينه بدونم.

تو: توجه کنيد که اسلام در زمينه قوانين جزائی و شخصی بسيار مدرن و با قدرت عمل کرده و تقريبا برای تمام اعمال ادمی حکم مشخصی داره. در اينجا تا حدودی با نظر آقای «ايشون» موافقم چون حکم مستقيم خداوند قابل بحث نميباشد. ولی وقتی بحث جامعه مدنی و روابط پيچيده امروزی آن پيش ميآد، اسلام راه حل مشخصی رو ارائه نکرده. و با توجه به اينکه اسلام يک دين مقدس گرا هست،در اين زمينه به سمت قوانين انتزاعی رفتيم. به عنوان مثال شما شرط التزام عملی به اسلام برای ورود به مجلس يا رياست جمهوری رو مورد عنايت قرار بدين. به خودی خود اين قانون خوبيه و شباهت زيادی به تعريف «اوليای دين» در قران دارد. ولی در شرايط کنونی به علت عدم توانايی در ارائه تعريف مشخص از التزام عملی به اسلام، اين قانون بازيچه شده در دست شورای نگهبان برای برخورد سليقه ايی و مثلا حذف دکتر معين. واقعيت اينه که يک نظام دمکرات در اين زمينه خيلی بهتر عمل ميکنه. چون سعی در تصويب قوانينی داره که تعريف مادی و قابل تحقيقی داشته باشه. از همين دست هستن قوانينی مثل مبارزه با اراذل و اوباش که به پليس اجازه برخورد با هر کسی رو به خاطر اين جرم نامفهوم ميده. در حقيقت، به نظر من ما بايد سعی کنيم واقع گرا بوده و تقدس گرايی و قوانينی با پيش شرطهای اعتقادی رو به طور کامل از قوانين حذف کنيم چون غير از خدای متعال کسی ترازويی برای سنجش اين مفاهيم نداره. اين مدل قوانين تنها راه رو برای سودجوهای مقدس نما باز ميکنه. در عوض اين قوانين، با وضع قوانينی قابل سنجش مثل سنجش بازده و عملکرد در ارتقا بازدهی يک نظام (حتی اسلامی) سعی در بهبود اوضا ع بکنيم.

من: و نظر شما آقای «اون»؟

اون: من به هيچ وجه اعتقادی به وجود قوانين الهی ندارم. به نظر من با توجه به تغيير هنجارها در يک سيستم دياليکتيک بايد قوانين وضع بشه.

من: به نظر من تجربه 25 ساله حکومت اسلامی در مملکتی که شايد به صورت صد در صد نشه بهش گفت مملکت اسلامی و اسلام گريزی روز افزون جوونها به علت احساس بيگانه بودن با مراکز اسلامی به علت همين برداشتها و قضاوتهای سليقه ای و همچنين وضع ناخوشايند اقليتهای عقيدتی در ايران ، منو بر اين و ميداره که در اين مورد امتياز مثبت رو به آقای «تو» بدم. در عين حل نظر آقای ايشون مناسبتی با عقايد اسلامی من نداره. البته لازم به ذکر که شايد توانايی آقای «ايشون» برای جواب دادن به اندازه کافی نبوده باشه.

نظر شخصی من اينه که به يه مملکت نميشه گفت اسلامی مگر اينکه همه مسلمون باشن. بنابرين ما حق نداريم در خاکی که همه به يه اندازه از اون سهم دارن، برداشت شخصی يک گروه خاص از اسلام رو به صورت قانون در بياريم.

Advertisements

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. محمد said, on سپتامبر 17, 2008 at 5:10 ق.ظ.

    مجید جان خیلی جاها بین پاراگرافای بحثت ارتباط منطقی برقرار نمی کنی. بعد هم تکلیف ما هنوز با شخصیتای بحثت ممعلوم نیست.

  2. majid said, on سپتامبر 17, 2008 at 6:44 ب.ظ.

    خودمدم خيلی از سبک نوشتاريش خوشم نمياد. ولی فکر ميکنم منظورم رو رسوندم. به هرحال بعضی وقتها حوصلش نيست ديگه که خيلی سروکله بزنه ادم با قلم و کاغذ.
    از چه نظر تکليف مشخص نيست؟


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: