ساحت

آخرين

Posted in يادداشت by majid on سپتامبر 29, 2008

قالبش یکی است، شکلش یکی است، عملکردش یکی است. چماق و تپانچه و زندانش همان است فقط بهانه هایش فرق می کند. زمان سلطان محمود می کشتند که شیعه است، زمان شاه سلیمان می کشتند که سنی است، زمان ناصرالدین شاه می کشتند که بابی است، زمان محمد علی شاه می کشتند که مشروطه خواه است، زمان رضاخان می کشتند که مخالف سلطنت مشروطه است، زمان کره اش می کشتند که خرابکار است، امروز تو دهنش می زنند که منافق است و فردا وارونه بر خرش می نشانند و شمع آجینش می کنند که لامذهب است!

احمد شاملو، سال 58

 

تو راست ميگی، بهتره خفه خون گرفت. خوب اينم مال تو ديگه. وقتی بايد نه نوشت و نه گفت. مثل همه بقيه چيزا مال تو, مال شماها. چرا بايد مهم باشه اصلا؟ راستی چيز ديگه اي مونده که تقديم کنيم؟

يا علی

 

 

 

 

Advertisements

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. Azad said, on سپتامبر 30, 2008 at 7:00 ق.ظ.

    ای کاش شاملو به جای زیر سوال بردن خودش به عنوان یک شاعر با بکار بردن واژه «کره» از اسم محمدرضا استفاده می کرد هر چند که ممکنه در ماهیت امر تفاوتی ایجاد نکنه. بهتره کمی وسیع تر بیاندیشیم و به دیگران حتی اگر کوچک ترین خدمتی به این مملکت کردند، احترام بگذاریم حتی اگر از کسی مثل شاملو نقل قول کنیم.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: