ساحت

عراق

Posted in نوشته هاي شهروندي by محمد on اکتبر 25, 2008

هفته گذشته عراق بودم. کربلا و نجف. هنوز خودم رو و ذهنیاتم رو جمع و جور نکردم تا همتی کنم و بنویسم در باره این ملت مفلوک و چیزایی که دیدم. همینقدر میدونم که از نقطه صفر مرزی که رد شدیم و وارد ایران شدم می خواستم همون سرباز صفر لب مرز رو دو تا ماچ آبدار بکنم.

به هر حال هنوز زنده ام.

Advertisements

2 پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. nobody said, on اکتبر 25, 2008 at 3:28 ب.ظ.

    داشت فکر می‌کرد که کچا رفته‌ای؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    :((

  2. رحمان said, on اکتبر 27, 2008 at 1:49 ب.ظ.

    پس سرباز بخت برگشته کلی شانس آورده که گیر تو نیفتاده. 🙂
    فکر کنم دفعه قبلی که رفتی زمان صدام ملعون بود. حتما سفرنامه ات رو بنویس. تنبلی نکن.

    راستی باید بیایم دیدنت، به صرف شام و شیرینی
    مخلصیم


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: