ساحت

تاوان

Posted in يادداشت by محمد on نوامبر 20, 2009

گوشی تلفن را بر میدارد تا با کسی حرف بزند
و بعد به صرافت می افتد که همه آنها که میشد به آنها زنگ زد تمام شده اند

بیهوده فکر میکند این تاوان زیادیست که می پردازد

Advertisements

یک پاسخ

Subscribe to comments with RSS.

  1. داشفنر said, on نوامبر 20, 2009 at 8:54 ب.ظ.

    محمد جون، ممنون. یکی دو تا خواننده مثل تو داشته باشم واسم بسه. در ضمن با موضع گیری های انتخاباتی ات هم خیلی حال کردم. منطقی و جامع.


پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: