ساحت

نگرد، نیست!

Posted in يادداشت by محمد on نوامبر 22, 2009

عمریست در کعبه میزنیم و وا نشده
نگرد نیست، گشته ام پیدا نشده

با قصه رسیدن و شوق پر زدن
عمریست دلخوشیم و دردی دوا نشده

خلقی نزار زخمه تیر تواند
اما عجب ببین که ناوکی رها نشده

در میان مریدان حضرت دوست
یک تن ندیده ام که کمر دو تا نشده

گویند در تمام دفتر هستی
احدی واژه جابجا نشده

ای خوشا لب که بر چنین فکری
ناگهان به خنده وا نشده

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: